close
تبلیغات در اینترنت

شیطان و مرد نمازگزار


موضوعات موضوعات

علمی

مقاله

مطلب

طنز

طنز

کامپیوتر و اینترنت

کامپیوتر

اینترنت

داستان

داستان

داستانک

تست هوش و شخصیت

تست هوش

تست شخصیت

دانستنیها

دانستنیها

عمومی

جالب

گالری تصاویر

عکس

دانلود

فیلم

نرم افزار کامپیوتر

بازی موبایل

فایل PDF جالب

اخبار روز

خبر اجتماعی

خبر ورزشی

جوک و اس ام اس

جوک

اس ام اس

وبگردی

وبگردی

سخنان ناب

افراد مشهور

حرف نغز

بیوگرافی و زندگی‌نامه

بیوگرافی و زندگی‌نامه

موسیقی مجاز

آلبوم

تک آهنگ

فال

فال روزانه


آرشيو آرشيو

آذر 1396

آبان 1396

مرداد 1396

خرداد 1396

ارديبهشت 1396

فروردين 1396

اسفند 1395

دی 1395

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

فروردين 1392

بهمن 1391

دی 1391

آبان 1391

مهر 1391

مرداد 1391

خرداد 1391

ارديبهشت 1391

فروردين 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

آذر 1390


جستجوگر پيشرفته سايت




•●●•●●•●●•٠·˙WELCOME˙·٠•●●•●●•●●•



» بــه  پـــــــــــــایـــگاه تفــــــريـــــحي  خـــــــــــوش آمــــــدید «














امکانات سایت




بنر های ما








?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


شیطان و مرد نمازگزار


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند. لباس پوشید و راهی مسجد شد.
در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. بلند شد، خودش را تمیز کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
دوباره بلند شد؛ خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا بخواند. لباس پوشید و راهی مسجد شد.
در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. بلند شد، خودش را تمیز کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
دوباره بلند شد؛ خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: «من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید. از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.»
مرد اوّل از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اوّل از مرد چراغ به دست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند ولی مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد.
مرد اول درخواستش را دو بار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید.
مرد اول سوال کزد که چرا نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: «من شیطان هستم.»
مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
«من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید؛ خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد؛ بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم؛ آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنابراین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم.»

نتیجه :
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است از مواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسایی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.



ارسال شده در : سه شنبه 6 دي 1390 - توسط : REZA R.P
بازديد : 270 بار دسته بندي : داستان داستانک نظر دهيد! [ ]

مرتبط باموضوع :



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • نمایندگی تعمیرات پرینترهای اپسون

    آهنگ کردی|آهنگ کردی کرمانشاهی|کرد موزیک

    خرید گیفت کارت 25 دلاری استیم

    محصولات ارگانيک چيست؟

    بخاري کارگاهي

    قیمت فرش 1000 شانه

    مدل آرايش

    فروش گيفت کارت پلی استيشن

    پايان نامه

    خريد سرور مجازی از مبين هاست

    خريد فيلتر شکن

    کاریابی بندرعباس

    تور دبی

    خرید جم کلش رویال

    خرید هاست ارزان

    دانلود آهنگ جدید امیر تتلو اعتیاد

    چاپ کاتالوگ و بروشور

    در سه روز پول دار شوید












  • بک لينک بک لينک